استقامت مثالزدني مقام معظم رهبري در راهبرد هستهاي شدن كشور كه تا مرز بريدن بسياري از مسئولان ادوار مختلف كشور پيش رفت با همراهي و حمايت بينظير ملت صبور و هوشيار ايران به مثابه « و من تاب معك» شد و اولين ميوههاي اين استقامت بعد از آن همه تهديد و ارعاب و عربدهكشي در نشست اخير استانبول چيده شده. چيدن ميوههاي استقامت در مسير هستهاي كشور فقط از راه استقامت به دست ميآمد و اين استقامت وقتي در يك نبرد نابرابر اتفاق ميافتد، ارزش ملت استقامتكننده ملموستر خواهد شد. بيجهت نبود كه امام راحل چندبار و حتي در وصيتنامه الهي- سياسي خويش فرمودند: «ملت ما بهتر از ملت رسولالله(ص) و اميرالمؤمنين(ع) هستند؟ اگرچه امام به نصرت الهي يقين داشت و توكل را رمز نازل شدن آن نصرت ميدانست اما به پشتوانه زميني اين نصرت نيز اعتماد و اطمينان داشت و به همين دليل ميفرمود: «به پشتوانه اين ملت، تو دهن اين دولت ميزنم.» اگر مقام معظم رهبري، جمع بين تحريمها و تهديدات و اتهامات دشمن و استقامت و اعتماد ملت ايران را امكانپذير نميدانست، به مسير حق و ظلمستيز انقلاب اسلامي تأكيد مضاعف نميكرد.
سال ۱۳۹۰ انتهاي فشار ماشه دشمن بود. دشمن در اين سال تحريمها را به مسائل اساسي و حياتي كشور برد و حربه حقوق بشر و تروريسم را نيز چاشني آن كرد. در عرصه بينالملل نيز به فكر شكار تنها كشور عربي حاضر در خط مقاومت پرداخت و اتحاديه اروپا و عربهاي وابسته را به تحريم مالي و نفتي ايران ترغيب نمود.
ماحصل همه فشارها و تحريمها با تدبير و ظرفيتسازي نظام جمهوري اسلامي ايران به سمتي رفت كه توصيف سال ۱۳۹۰ در پيام نوروزي مقام معظم رهبري، سالي بدون تلخي بود. در سالهاي پيشين معظمله به حوادث تلخ و شيرين آن سال اشاره ميكردند اما سال ۱۳۹۰ را توأم با پيروزي و بدون تلخي توصيف كردند. پيشدستي و تحقير اروپاييان در تحريم نفتي و گشايش بازارهاي جديد در عين تحريم بود.
عقبنشيني امريكا از تحريم نفتي ايران توسط ۱۰ كشور، برگزاري انتخابات مجلس با رشد ۱۳ درصدي نسبت به انتخابات مجلس هشتم (قبل از فتنه)، عبور سوريه از توطئههاي پيچيده ارتجاع عرب، صهيونيستها و غرب در سايه ملت سوريه و تنها دولت حامي آن يعني جمهوري اسلامي ايران و به رسميت شناخته شدن حقوق هستهاي ملت ايران بعد از سالها جرزني دشمنان و فرستادن ماهواره نويد علم و صنعت به فضا، خروج امريكا از عراق و ... از جمله پيروزيهاي ملت ايران بود كه در پيوند بين رهبري و مردمي اتفاق افتاد. ماحصل همه پيروزيهاي مذكور ساطع شدن تصوري قدرتمند و مقتدر و به قول خانم اشتون «جدي» از ايران بود. بازخواني مسيرهايي كه به سمت وادادگي و تسليم بود، امروز قابل فهمتر مينمايد و اگر خدايي ناكرده مسيرهاي ديگري را طي كرده بوديم، امروز از قدرت چانهزني برخوردار نبوديم و شيب دائمي ذلت كه كف مطالبات نظام سلطه است ادامه ميداشت. امروز به آنجا رسيدهايم كه رئيس جمهور امريكا طي سه ماه يك نامه و يك پيام شفاهي ميفرستد، اما جمهوري اسلامي ايران در نشست استانبول تنها كشوري را كه به صورت خصوصي نميپذيرد امريكاست. تحقير چندين باره اين قدرت پوشالي آنان را به واقعگرايي در نگاه به قدرت و استقامت و پشتوانه مردمي نظام جمهوري اسلامي سوق داد تا آنجايي كه بعد از نشست استانبول صداي جيغ بنفش صهيونيستها درآمد و اوباما شخصاً به ميدان ميآيد و دادن هرگونه امتياز را تكذيب ميكند.
مسير طي شده نشان ميدهد كه واگذاري هر سنگري به دشمن زمينه را براي مطالبه سنگر ديگر از سوي وي فراهم ميكند و آنان حد يقفي براي خود ندارند. تنها راه زندگي عزتمندانه، ايستادگي و وحدت كلمه است. اين مسير ميوهچيني پس از يك مبارزه طولاني و شرافتمندانه است كه لازمه آن استمرار «ومن تاب معك» در انقلاب اسلامي است. اين همان شاخصه برتري ملت ما بر ملت رسولالله(ص) است.
منبع:جوان
|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2